1/3
امام علی (ع): کسی که عقل دارد، دین دارد و کسی که دین دارد به بهشت می‌رود. (غرر الحکم، حدیث ۷۵۶۴)

بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

باسلام .به مناسبت بیست و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله متن زیر را تقدیم می نمایم. داستان مباهله ازجمله رویدادهای مهم صدر اسلام می باشد وکه به معنی فرستادن و نفرین‌کردن دروغگوست . سنت مباهله از دیرباز در میان برخی جوامع بشری و به ویژه اقوام سامی متداول بوده‌است. این واقعه پس از آن روی داد که پیامبر اسلام (ص) در نامه‌ای مسیحیان نجران را به اسلام دعوت کرده بودند. به دنبال این دعوت جمعی از مسیحیان نجران به مدینه آمدند تا در مورد درستی دعوت پیامبر صل الله علیه و آل و سلم تحقیق نمایند و با حضرت درباره خدا بودن حضرت عیسی به بحث پرداختند و دلایل پیامبر اسلام (ص) برای وجهه بشری بودن حضرت عیسی برای آنها قانع کننده نبود . مسیحیان نجران معتقد بودند که : عیسی خداست و گروهی او را پسر خدا می‌دانستند و دسته سوم، قائل به تثلیث «یعنی به سه خدا قائل بودند؛ پدر، پسر، روح القدس ». سرانجام بحث‌ به جایی منتهی شد که پیامبر اسلام صل الله علیه و آل و سلم از آنان درخواست مباهله نمودند. از ام سلمه نقل شده است که در همان روز رسول خدا صل الله علیه و آل و سلم چهار تن همراهان خود را در زیر عبای موئی و مشکین رنگ خود گردآوردند و این آیه را تلاوت نمود: « إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً »این رویداد از سوی مسلمانان به عنوان یکی از برجستگی‌های اهل بیت علیهم السلام محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب کسا همان حضرت محمد صل الله علیه و آل و سلم ، امام علی علیه السلام ، حضرت فاطمه سلام الله علیها، امام حسن و امام حسین علیهم السلام می‌باشند، استفاده می‌شود. فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ . پس کسی که مجادله کند در آن پس از آنچه آمد تو را از دانش، پس بگو بیائید بخوانیم پسرانمان را و پسرانتان را و زنانمان را و زنانتان را و نفسهایمان (خودمان) را و نفسهایتان (خودتان) را، سپس نفرین نمائیم، پس بگردانیم لعنت خدا را بر دروغگویان». (آیه 61سوره مبارکه آل‌عمران).مرحوم علامه طباطبایی در شرح و تفسیر آیه مباهله می فرمایند:رسول خدا در مقام امتثال این فرمان از «انفسنا» به غیر از علی و از «نسائنا» به جز فاطمه و از «ابنائنا» بجز حسن و حسین را نیاورد. آشکار می‌شود برای کلمه اول به جز علی و برای کلمه دوم به جز فاطمه و از سوم به جز حسن و حسین مصداق نیافت و انگار منظور از «ابناء» و «نساء» و «انفس» همان اهل بیت رسول خدا بوده. هم‌چنان‌که در بعضی روایات به این معنا تصریح شده، پس از آن که رسول خدا نام همراهان را با خود آورد؛ گفت: «پروردگارا اینان‌اند اهل بیت من»، چون این عبارت می‌فهماند پروردگارا من به جز این‌ها کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم. و هنگامی که آیه مباهله نازل شد، پیامبر اسلام فرمودند: اللهم هولاء اهلی (بار پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند ) .هنگامی که نمایندگان مسیحیان نجران، پیشنهاد مباهله را از پیامبراسلام (ص) شنیدند مهلت خواستند تا در این باره فکر و اندیشه و مشورت کنند. وقتی به بزرگان خود مراجعه کردند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید اگر محمد با اهل و فرزند خود آمد، از مباهله بپرهیزید و اگر با اصحاب خویش آمد، پس مباهله کنید که کاری از او ساخته نیست. براساس توافق پیشین، محمد و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. نمایندگان نجران دیدند که حضرت پیامبر(ص) نوه‌اش امام حسین علیه السلام را در آغوش گرفته اند و دست امام حسن علیه السلام را در دست گرفته وحضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها همراه ایشان هستند و به آن‌ها سفارش می‌کند که هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را دیدند در میان خودشان هم‌اندیشی کرده از این که پیامبراسلام ، عزیزترین و نزدیک‌ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او ایشان به ادعای خود ایمان راسخ دارند ؛ وگرنه عزیزان خود را در برابر خطر آسمانی قرار نمی‌دادند ؛ بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند و قبول کردند که جزیه بپردازند. نکته مهم اینکه : داستان مباهله فقط در منابع شیعی انعکاس نیافته‌ . بلکه در منابع و اسناد علمای اهل سنت و حتی در منابع غیر مسلمانان نیز از آن یاد شده نظیر« کتاب مباهله لویی ماسینیون» و در کتاب « تاریخ تمدن ویل دورانت » .

والسلام/ سلمانی
ذکر برخی منابع مهم جهت مطالعه داستان مباهله :1) ماسینیون، مباهله در مدینه، ص 67.2) احمدی میانجی، علی، مکاتیب الرسول، ج۲، ص۴۹۷.
3) ک

11:53

تاب مقدس، عهد قدیم ۱۹۸۸ م، سفر پیدایش، ۴، ۳–۵.4) طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج ۳ ص 3755) مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، دار الفکر، ج۷، ص ۱۲۱ تا ۱۲۰.6) رسولی محلاتی، سید هاشم (۱۳۷۹). خلاصه تاریخ اسلام جلد دوم زندگانی امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی علیهم السلام. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. صص. ۳۶.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

پیمایش به بالا